سلام بچه من

 دیشب یازدهم اسفند 95 با پدرت و خاله حوری پا به ماه رفتیم سونوی غربالگری

انقد خووووب بودی... دائم تکون میخوردی و دست و پاتو حرکت میدادی....

من و بابات لحظاتی هم صدای قلبت رو شنیدیم.. خیلی تند میزد 

فدای تو بشم من...

دکتر نتونست جنسیتت رو تشخیص بده...گفت هفته بعد می اومدید شاید میشد...



من از دیشب حس دیگه ای بهت دارم...دیدم حرکت میکنی و حالا انگار بزرگتر شدی ...

دوستت دارم بچه م..

منبع اصلی مطلب : انتقال تجربه، هدیه ای جاودانه
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : غربالگری